سيد محمد باقر برقعى
3285
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مسعود ( 1303 ) كاظم ثابتى ، متخلص به مسعود ، فرزند محمد على ، در سال 1303 هجرى شمسى در يزد ديده به جهان گشود ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان شهر به پايان رسانيد و يكچند به شغل گلدوزى پرداخت و ازآنپس به استخدام بانك ملى يزد درآمد . ثابتى شاعرى هنرمند و بااستعداد و داراى قريحتى تابناك و ذوقى سرشار و شعرش ساده و روان و بىتكلف است و عقيده دارد كه شاعر بايد شعرش در خدمت مردم و راهگشاى آنان باشد . ثابتى در ميان شاعران معاصر سبك ابو تراب جلى را در شعر پسنديد و از روش او پيروى كرد . از آثار او منظومهاى است مشتمل بر چهارصد و بيست بيت به نام " كاوهء آهنگر " كه هنوز توفيق چاپ آن را نيافته است . اينك چند نمونه از شعر او : در مصاف زندگى ساقيا بنما تهى از باده اين پيمانه را * بس بود ويرانى ما ، رونق ميخانه را چون نمىرقصيم ما ديگر به ساز ديگران * پس مكن با جام مى ديوانهتر ديوانه را دارويى ده تا به هوش آيند باز اين خفتگان * ور نه خصم آخر كند ويرانهتر ويرانه را كهنه شد ديگر حديث شاهد و شمع و شراب * من نسازم زنده از نو آن كهن افسانه را پيچوتاب زلف و خال و لب مرا ندهد فريب * ز آنكه مىدانم به خوبى سرّ دام و دانه را دم نخواهد زد دگر از درد هجران ، سوز عشق * تا زنم از آه دل آتش به جان پروانه را در مصاف زندگى « مسعود » نقد جان دهد * تا كه نگذارد به زير بار منّت شانه را